بند اخبار ایران تلگرام کودکان قالیباف

بند: اخبار ایران تلگرام کودکان قالیباف اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی «فردگرايي»تمام شده است و بي‌اثر است

این روزها بحث گفت وگوی ملی به عنوان یکی از راهکارهای برون رفت جامعه از شرایط فعلی و رسیدن به یک شرایط ایده آل مطرح می شود. عده ای براین باور هستند که به طور کل

«فردگرايي»تمام شده است و بي‌اثر است

«فردگرايي»تمام شده است و بي اثر است

عبارات مهم : سیاسی

این روزها بحث گفت وگوی ملی به عنوان یکی از راهکارهای برون رفت جامعه از شرایط فعلی و رسیدن به یک شرایط ایده آل مطرح می شود. عده ای براین باور هستند که به طور کلی گفت وگو در این شرایط معنایی ندارد ولی در برابر جمع زیادی از سیاسیون از جناح های متفاوت بر این عقیده هستند که همواره گفت وگو و نشر فرهنگ گفت وگو در جامعه بسیاری از پرسشها را حل می کند و گره گشای پرسشها هست. حال این مساله مطرح می شود که طرح گفت وگوی ملی از کجا باید شروع شود و در چه سطحی باید پیگیری شود. راجع به این عنوان «آرمان» با امیر محبیان سیاستمدار وتئوریسین اصولگرا به گفت وگو پرداخته که در ادامه می خوانید.

«فردگرايي»تمام شده است و بي‌اثر است

به چه علت با گذشت 40 سال از انقلاب اسلامی هنوز بخش هایی از قانون اساسی همچون فصل سوم که به حقوق ملت تاکید دارد به طور جدی پیگیری نمی شود ؟

البته بخش هاي متفاوت اين فصل از سطح تحقق متفاوتی برخوردارند؛ بخشی تحقق يافته يا نظام براين باور است كه آنها را رعايت كرده است اصولی نيز در اجرا از ظرفيت عملياتی كامل برخوردار نبوده نظير آموزش رايگان كه برخورد حداقلی صورت گرفته ولی فضای جديد آموزش غير رايگان هم گشوده شده است هست. اصولی هم در عمل به حد رضايت بخش انجام نشده هست. دلايل مختلفی را براي عدم تحقق حداكثری مي توان برشمرد كه مهم ترين آن؛ مشكلات و موانع قهری است كه نظام اعتقاد است به دليل دشمنی ها ما هيچ گاه در شرايط طبيعی نبوده ايم و به دليل تهديدات در فضایی ويژه سير كرده ايم كه اقتضائات خاص خود را دارد.

برخورد سلیقه ای با قانون چه پیامدهایی در جامعه به همراه خواهد داشت؟

این روزها بحث گفت وگوی ملی به عنوان یکی از راهکارهای برون رفت جامعه از شرایط فعلی و رسیدن به یک شرایط ایده آل مطرح می شود. عده ای براین باور هستند که به طور کل

قانون اساسي چارچوب رابطه فيمابين مردم و حاكميت است و بايد به عنوان ميثاق به طور كامل تحقق يابد. اجرای ناقص تعهدات نظام به اعتبار اين پيمان صدمه می زند. برخورد سليقه ای با قانون اساسی اين حق را به توده ها می دهد كه آنان هم از وظايف خود در اين پيمان شانه خالی كنند. ولی تا به حال مردم در اجرای وظايف خود كوتاهی نكرده اند لذا مسئولان نيز نبايد با توجيهات متفاوت از تعهدات خود شانه خالي كند.

چرا سران و بزرگان جناح های سیاسی تمایلی در جهت تحکیم جایگاه احزاب در کشور از خود نشان نمی دهند؟

مساله احزاب و عدم ريشه يابی آنها پيچيده است هر چند به گمانم احزاب در فرايند سياسی كشور موثر بوده اند. عوامل متفاوت حقوقی، اقتصادی و فقدان فرهنگ سياسی مناسب را به عنوان عوامل مخل می توان برشمرد ولی اينها توجيهات خوبي نيست و حكومت بايد در مسير تحقق أصل بيست وششم حركت كند. براي حكمرانی خردمندانه و كم هزينه تر، ضرورت تثبيت احزاب عقلا و قانونا مهم است.

گفت وگوی ملی در شرایط حاضر چه تاثیری در جامعه خواهد داشت و آیا می تواند امید را به جامعه بازگرداند؟

«فردگرايي»تمام شده است و بي‌اثر است

گسترش فرهنگ گفت وگو حتما مفيد است ولی در مورد بحث گفت وگوي ملی همواره گفته ام فعلا مشكل جامعه ما فقدان گفت وگو بين مردم نيست زيرا اساسا مشكل در مردم نيست بلكه فقدان گفت وگو بين مسئولان يا طرح اختلافات درتريبون ها به وسیله آنان مساله هست. مسئولان هستند كه بايد با برطرف اختلافات خود يكپارچه در جهت حل مشكلات مردم حركت كنند.

وقتی می گوییم گفت وگوی ملی باید مشخص شود منظور از ملی چیست؟ آیا طبقات و بخش های ملت قرار است با هم گفت وگو کنند؟ آیا مردم با حاکمیت قرار است گفت وگو کنند؟ یا برمبنای آنچه که می شنویم پیشنهاد مبتنی بر گفت وگوی جناح هاست!؟ حال باید پرسید دستور کار این گفت وگوها چیست؟ تقسیم قدرت و مناصب؟ اگر اینچنین است این گفت وگو چه سودی به حال ملت دارد؟ به نظر من مسئله فعلی مردم ناکارآمدی مسئولان در حل پرسشها هست. اگر اصلاح زندگی مردم عنوان گفت وگوها باشد به طبع این گفت وگو خوب است ولی متاسفانه مردم احساس می کنند که جناح ها به جای اینکه بخشی از راه حل باشند فعلا بخشی از مسئله هستند. گفت وگو باید بر سر موضوعی باشد که جهت مردم مهم باشد و به سوژه ملی تبدیل شود والا گفت وگوهای فرعی هر لحظه است ولی ماهیت ملی ندارد. بعضی با طرح شعارگفت وگوی ملی اينگونه القا می كنند كه همه پرسشها كشور به دليل اختلاف بين مردم هست. اين فرافكنی و اشتباه در تشخيص واقعيات اجتماعی است.

این روزها بحث گفت وگوی ملی به عنوان یکی از راهکارهای برون رفت جامعه از شرایط فعلی و رسیدن به یک شرایط ایده آل مطرح می شود. عده ای براین باور هستند که به طور کل

چرا جریان اصولگرایی با یک احساس خود برتربینی از گفت وگوی ملی سر بازمی زند؟

مسائل ما فراجناحی هست. البته گفت وگوی بين جناح ها مفيد است به شرطی كه بر كارآمدی بيفزايد و پرسشها مردم را برطرف كند و الا گفت وگو جهت تقسيم مناصب و ليست های انتخاباتی نه تنها مشكل مردم را حل نمي كند بلكه برآن مي افزايد. ايران به وحدت نظر جناح ها جهت حل مساله نه بازی با پرسشها نياز حياتی دارد. به روشنی می بينم كه ظرفيت ها و قابليت های فراوان ميهن ما به وسیله حاشيه پردازی های سياسي در حال از بين رفتن است.

جناح های سیاسی یکپارچه نیستند، آنها حتی در داخل خود هم اینگونه نیستند و در درون هر جریان سیاسی تعدادی جریانات فرعی وجود دارد که اختلافات آنها با یکدیگر کمترازاختلافشان با رقیب نیست و این مانعی جهت همگرایی به منظور حضور در چنین گروهی است.

«فردگرايي»تمام شده است و بي‌اثر است

متاسفانه عمق بعضی اختلافات در حدی بالاست که ایجاد همگرایی حتی در داخل جریان نیز با دشواری مواجه هست. طبیعی است آن که قدرت ملموس را در دست ندارد و فشار روی خود احساس می کند؛ از گفت وگو جهت کم کردن فشار استقبال خواهد کرد. در میان اصولگرایان هم معلوم نیست این شوق فراگیر باشد. به گمانم تا حدودی اصلاح طلبان تلاش دارند با بزرگنمایی بعضی میل به ها اینگونه القا کنند که تقاضای گفت وگو از سوی رقیب است.

به نظر شما بزرگانی همچون مردها ناطق نوری و موسوی خوئینی ها می توانند در اصلاح شرایط موجود و شروع گفت وگوی ملی نقش ایفا کنند؟

ابتدا بايد ديد كه اساسا اين افراد محوريت دارند كه با توافق آنها بقيه نيز تمكين كنند يا خير؟من اعتقاد دارم كساني كه اينگونه توافقات را حلال مشكلات مي دانند هنوز از دهه 60 بيرون نرفته اند ما اكنون در دهه نود هستيم. صحنه بازي كاملا تغيير كرده است و مرجعيت های سياسی مطلقا با فضای دهه شصت همخوان نيست.

ضمن اینکه خود جناب ناطق اعلام كرده اند كه از كارهاي جناحي بازنشسته شده است اند و مايل اند صورت هاي جوان فعال شوند. البته ايشان مثل هر فرد ديگري نظرات انتقادي خود را نيز دارند كه خود علامت باز بودن فضاي بحث و فكر ميان اصولگرايان هست. متاسفانه جامعتین چندی است از ایفای نقش فعال دور شده است هست. در سیاست، قدرت امر سیالی است در صورت عدم بهره گیری از آن طبعا دیگری این نقش را ایفا خواهد کرد. جامعتین باید در بازسازی یا به واقع نوسازی اصولگرایی جایگاه واقعی خود را به دست آورد و این امر بدون آسیب شناسی دقیق و علمی از جمله آسیب شناسی واکنش‌ها سیاسی خود جامعتین امکان پذیر نیست.

در نهایت اکنون پرسش این است اگر فرضا جامعه روحانیت و مجمع روحانیون در موضوعی به توافق برسند آن مسئله اساسا حل خواهد شد و همه گروه ها و جامعه تمکین خواهند کرد؟ در این زمینه شک و تردید وجود دارد. به طور مثال سال هاست روش شيخوخيت در ميان اصولگرايان كاريزماي خود را براي تاثير گذاري از دست داده است ولي اصولگرايي نتوانسته است كه روش دموكراتيك تصميم جمعي را جايگزين آن كند. جریان های سیاسی باید از شخص گرایی به سوی شرکت گرایی بروند. دوران فردگرایی به آخر رسیده هست. جناح های سیاسی باید به بدنه اجتماعی خود اتکا کنند و تصمیمات از بدنه اخذ شود و نه آنکه از اوج به بدنه تحمیل شود. هر چند اعتقاد دارم وزانت اشخاص اصیل در جریان های سیاسی حتما بر وزانت رفتارها تاثیر خواهد گذاشت.

جریان اصولگرایی در بیست سال گذشته یک نگاه از اوج همراه با خودشیفتگی به مردم و جامعه داشته هست. استمرار این نوع برخورد با جامعه چه عواقبی را جهت این جریان سیاسی خواهد داشت؟

اين طور نيست؛ به گمانم اين قضاوت متعصبانه هست. اولا باید مشخص شود اصولگرایی به معنای واقعی کلمه چیست و اصولگرای واقعی چه کسی هست. اصولگرایی متشکل از مجموعه ای از ارزش ها و اصول اخلاقی است که در عمل مشخص می کند، اصولگرا کیست.

این ارزش ها و اصول برگرفته از ارزش ها و آموزه های دینی و اخلاقی هست، بنابراین همان گونه که ایمان با عمل صالح تکمیل می شود، ادعای اصولگرایی باید با واکنش‌ها و عمل اصولگرایانه و تطابق واکنش‌ها با عقل و اخلاق ثابت شود. دوماً، جريان اصولگرا هم مثل جريان اصلاح طلب با راي مردم به دولت و مجلس رسيده يا از آن كنار رفته هست. جناح اصولگرا البته طي حدود سي سال گذشته به پيكره نهادهای قدرت نزديك تر بوده است ولي نمي توان مطمئن بود كه اين امر به سودش بوده هست. به دلايل روشن اصولگرايان پيوندی باورمندانه با نظام داشته و طبعا اين ارتباط وقت هايي سياسي براي آنها به وجود آورده است.

اينها مواهب قدرت نيست زيرا اگر اصلاح طلبان هم در صف نخست دفاع از نظام سياسي و آرزوی بزرگ هاي آن قرار می گرفتند از اين وضعيت می توانستند بهره ببرند. حمايت نظام سياسی از حاميان جدی اش امري خلاف عقل نيست ليكن انحصار حاميان نظام فقط به اصولگرايان طبيعتا جهت نظام و نيز خود اصولگرايان مفيد نيست. در خصوص خودشیفتگی اصولگرایان، پیش از نیز گفته ام خود شيفتگي متاسفانه بيماري اهل سياست در سطح جهاني است و كم نيستند كساني كه گرفتار خود شاخص پنداري در تحولات سياسي هستند.

طبعا در بين اصولگرايان نيز ممكن است كه اين آسيب مشاهده شود؛ هرچند گرايش هاي مذهبي درون اصولگرايان و لزوم تهذيب از آسيب ها تا حدودي كاسته هست. تا زماني كه در تعاملات سياسي جريان اصولگرا به جاي بدنه اجتماعي حامي خود به وقت هاي حكومتي نگاه مي كند، نمي تواند واکنش‌ها مردم سالارانه درستي از خود نشان دهد و همواره درپي مديريت امور از اوج خواهد بود؛ اقدامي كه هميشه نارضايتي نخبگان و فرهيختگان اصولگرا را به دنبال داشته است.

با توجه به اینکه عده ای از ائمه جمعه به عنوان نمایندگان اصولگرایی با مردم سخن می گویند، بیانات این افراد تا چه میزان در رویگردانی جامعه از اصولگرایی تاثیرگذار بوده است؟

ائمه جمعه نمايندگان اصولگرايان نيستند آنان معمولا مواضع نظام را بازتاب مي دهند البته چون اصولگرايان رابطه حمايتی با مواضع نظام دارند اينگونه تصور مي شود كه آنها از مواضع اصولگرايان حمايت مي كنند در حالي كه وحدت مواضع ناشی از وحدت در حمايت از يك سوژه يعني نظام هست. ضمنا عدم رأی آوردن در يك انتخابات را نمی توان رويگردانی از اصولگرايان دانست چنان که عدم رأی آوردن اصلاح طلبان لزوما به معنای رويگردانی مردم از آنان نيست. مردم راه خود را می روند و برحسب تعريف خود از منافعشان گاهی به اين جناح و گاهی به جناح رقيب رأی داده اند؛ به بيان ديگر مردم اتفاقا تداول قدرت را به خوبی مديريت كرده اند.

نقطه سرآغاز گفت وگوی ملی که این روزها بیش از گذشته مطرح می شود چه جریان یا شخصیتی باید باشد؟

گفت وگوي ملي نياز نيست. مسئولان به جاي فرافكني يا انداختن مشكلات به دوش مردم كار خود را انجام دهند و گره از كار مردم بگشايند. ولی نباید ناامید شد؛ اگر نتوانیم با هم حرف بزنیم، پرسشها حل نخواهد شد. گفت وگوها باید معطوف به حل پرسشها مردم باشد. این شرطی است که نباید فراموش شود. مسئولان بايد دقت كنند اگر براي مردم بخشي از راه حل نباشند؛ حتما بخشي از مساله مردم خواهند بود. اگر قرار باشد میان جریان ها و یا مسئولان گفت وگو شود می توان در مورد آن بحث کرد یا ساز و کار آن را تحلیل کرد ولی من اختلاف ملی نمی بینم که گفت وگوی ملی را راه چاره آن ببینم. اگر نیاز به گفت وگو هم در سطح مردم باشد، اتفاقا عنوان آن سیاست نیست بلکه در حوزه فرهنگ و نگرش است.

هر گفت وگویی باید جامعه ما را یک گام به پیش ببرد و پرسشها مردم را برطرف کند نه پرسشها شخصی و گروهی بازیگران سیاسی را! گفت وگو شرایطی دارد. اول عنوان مشترکی که طرفین توافق نسبی بر سر اهمیت آن داشته باشند. والا هنگامی که دغدغه ها یکی نباشد گفت وگویی پا نمی گیرد. دوم؛ اولویت ها که باید تقریبا طرفین اولویت مشترکی را عنوان مورد بحث قائل باشند. سوم؛ افراد طرف گفت وگو باید وزن مشابهی در عنوان مورد بحث جهت خود قائل باشند؛ گفت وگو بین طرف های با وزن موثر اجتماعی نابرابر معنا ندارد؛ یا حداقل به تفاهم معقول نمی رسد. چهارم؛ گفت وگو باید بر سر موضوعی باشد که جهت مردم مهم باشد و به سوژه ملی تبدیل شود والا گفت وگوهای فرعی هر لحظه است ولی ماهیت ملی ندارد. پنجم؛ نتیجه های باید قاطع باشد والا نتایجی که در عمل دیده نشود سودی ندارد و صرفا نوعی تعارفات سطحی خواهد بود.

به نظر می رسد جدا از گفت وگوی ملی اکنون جریانی در حال شکل گیری است که اعضای دو جریان در آن حضور دارند و با هم تعامل می کنند که نمونه بارز آن در مجلس بر سر تصویب قانون یا تصمیم ملی هست. تصور می کنید شکل گیری جریان سوم و یا تکثر جریان های سیاسی در آینده نزدیک محقق خواهد شد؟

در خصوص شکل گیری جریان سوم و یا تکثر باید گفت ظهور تشكل هاي جديد و سامان متكثرانه لزوما امري منفي نيست. حتي علی رغم ادعاي اصلاح طلبان اين مساله نشانگر وجود فضای دموكراتيك در ميان اصولگرايان است.

پس اين تكثر ذاتا خطرناك نيست آنچه دلواپس كننده هست؛ كاهش سطح ارتباط اجتماعي اصولگرايان با توده ها و نيز اشكال در رسيدن به وحدت عملياتي هست. لازمه اين امر رسيدن به مدل هاي تشكيلاتي خردگرايانه اي است كه برحسب عقل جمعي روند اتحاد را ممكن سازد. هر چند تعامل جريانات سياسي خوب هست. ولی ما تجربه خوبي در اين مورد نداريم؛به گمانم نخبگان سیاسی کشور تاکنون کارنامه خوبی در گفت وگو از خود نشان نداده اند؛ جريانات به هنگام انتخابات به حركت درمي آيند و نهايت توافقات آنها در تقسيم ليست هاي انتخاباتي است بعد از انتخابات هم مردم مي مانند و كوه مشكلات!

آرمان

واژه های کلیدی: سیاسی | سیاسیون | مسئولان | اصلاح طلب | اصلاح طلبان | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs