بند اخبار ایران تلگرام کودکان قالیباف

بند: اخبار ایران تلگرام کودکان قالیباف اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی قائم‌مقام به روایت عمادالدین باقی

متن پیش رو، گفت وگوی سازندگان مستند «قائم مقام» با عمادالدین باقی هست. مستند قائم مقام روایتی از زندگی مرحوم آیت الله منتظری بود که هفته گذشته در مجموعه حوزه هن

قائم‌مقام به روایت عمادالدین باقی

قائم مقام به روایت عمادالدین باقی

عبارات مهم : سیاسی

متن پیش رو، گفت وگوی سازندگان مستند «قائم مقام» با عمادالدین باقی هست. مستند قائم مقام روایتی از زندگی مرحوم آیت الله منتظری بود که هفته گذشته در مجموعه حوزه هنری به صورت عمومی اکران شد. این مستند به تهیه کنندگی مهدی صفارهرندی و کارگردانی سیدعلی صدری نیا تولید شده است و عمادالدین باقی به عنوان یکی از اشخاص نزدیک به آیت الله در این مستند به بیان روایت خود پرداخته که این روایت به صورت تلخیص شده است در مستند استفاده شده است هست. باقی متن کامل گفت وگوی خود در این مستند را در اختیار روزنامه «شرق» قرار داد که به علت محدودیت فضا، اهم این گفت وگو در ذیل آمده هست. متن كامل اين گفت وگو را مي توانيد در سايت تاريخ ايرانی بخوانيد.

قائم‌مقام به روایت عمادالدین باقی

یکی از مسائلی که باعث شد آيت الله منتظري به عنوان نفر دوم مطرح شود، این بود که در بین روحانیون انقلابی قبل از انقلاب تنها کسی بود که در سطح عالی حوزه قرار داشت. توصیه دیگر اینکه ایشان در محافل حوزوی از لحاظ صداقت و از این نظر که جاه طلب نبود بسیار آشنا شده است هست. به عنوان نمونه در خاطرات آقای ابراهیم امینی در صفحه ٨٧ آمده است که هنگامی که آقای مطهری و آقای منتظری به درس امام می رفتند، بعضی از مخالفین می گفتند شما که خودتان در فقه و اصول از آقای خمینی باسوادترید. آیا به درس ایشان می روید؟ چون آن موقع امام به عنوان استاد اخلاق آشنا می شد و تا قبل از فوت آقای بروجردی هیچ کس ایشان را به عنوان استاد فقه نمی شناخت.

آقای منتظری دنبال این نبود که جهت خودش جایگاهی را تدارک ببیند و نوعا آدمی بود که اگر به این می رسید که کسی افضل هست، دنبال او می رفت. اصلا علت اینکه ایشان و آقای مطهری به درس امام می رفتند، همین بود. درست است به شاگرد امام معروف شده است اند و خود ایشان هم از خودش به عنوان شاگرد امام یاد می کند، ولی واقعیت این است که ایشان زیاد شاگرد آیت الله بروجردی بود و با نشانه جاانداختن درس امام و تثبیت موقعیت ایشان، اینها پای درس امام رفتند. خود این حرکت در اطرافیان، اثر مثبت داشت.

متن پیش رو، گفت وگوی سازندگان مستند «قائم مقام» با عمادالدین باقی هست. مستند قائم مقام روایتی از زندگی مرحوم آیت الله منتظری بود که هفته گذشته در مجموعه حوزه هن

مسئله دیگری که به نظرم مؤثر بود، این بود که چون امام خارج از کشور بودند، آقای منتظری در داخل نقش رهبری انقلاب را در بین نیروهای مذهبی به نیابت از ایشان بر عهده داشت و بزرگ ترین اعتبار و پشتیبان مبارزین بود. اکثر خانواده های زندانیان قبل از انقلاب به وسیله ایشان حمایت مالی می شدند.

قائم مقامی رهبری جهت ایشان از پیش از انقلاب محقق شده است بود و مجلس خبرگان فقط بر این امر صحه گذاشت. ولی از آن طرف کسانی مخالف بودند و تلاش می کردند به انحای متفاوت در جهت تضعیف موقعیت ایشان تلاش کنند. اینها هم نوعا کسانی بودند که نه با آقای منتظری، که با اصل انقلاب و خود آقای خمینی مخالف بودند. اینها هم متفاوت بودند. عده ای از ایشان جریان ولایتی ها و سنتی ها بودند که از پیش از انقلاب هم با انقلاب مخالف بودند و همین الان هم جریان ضد سنّی را راه انداخته اند و ادامه همان جریان هست. یک عده هم کسانی بودند که ظاهرا در جرگه انقلاب آمده بودند، ولی سابقه ارزش نشان می داد با جریان انقلاب میانه خوبی نداشتند. اگر مصداقی وارد نشوم بهتر هست. این روزها چون حرف ارزش زیاد زده می شود. آیت الله منتظری هم به عنوان دست پرورده آقای بروجردی از همان موقع این ایده های اصلاحی راجع به حوزه را داشته است.

آیت الله منتظری بعد از انقلاب با آن ایده های اصلاحی که از دوره آقای بروجردی به یادگار داشت و با جو به شدت سیاست زدایی شده است حوزه که سراغ داشت، شدیدا دنبال این بود که در حوزه اصلاحاتی را به وجود آورد و در این جهت چند کار انجام داد. اقداماتی صورت گرفت جهت اینکه به طلبه ها رشد سیاسی داده شود و طلبه ها عالم به وقت شوند. طبق آن حدیث معروف «العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس»، ایشان اعتقاد بود یک عالم باید آگاه به وقت باشد. یکی هم آشنایی با علوم روز.

قائم‌مقام به روایت عمادالدین باقی

مدارس ایشان، به خصوص مدرسه تخصصی رسول اکرم(ص) بود که جهت نخستین بار بود در حوزه که در کنار دروس متعارف حوزه؛ اقتصاد، سیاست، تاریخ، فلسفه و بحث های تازه را تدریس و استاداني را از دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران و دانشگاه های دیگر دعوت می کردند که تدریس کنند.

ایشان با همین نشانه دانشگاه امام صادق(ع) را راه انداخت. دانشگاه امام صادق(ع) درست است که حوزوی نبود، ولی ایشان در واقع می خواست همان طور که یک سری علوم تازه را وارد حوزه می کند، دروس حوزوی را هم وارد دانشگاه کند. ولی خود شورای مدیریت اصلا با ابتکار ایشان به وجود آمد. در سال ١٣٦١ ایشان دو پیشنهاد داد. یکی تشکیل «مجمع طلاب» و گفت حوزه باید به وسیله خود طلبه ها اداره شود. با توجه به نظام سنتی قیم سالار حوزه، ایشان اعتقاد بود باید به خود طلبه ها شخصیت داده شود و در مدیریت حوزه نقش داشته باشند و هم وقت هم ایده تشکیل «شورای مدیریت حوزه» را داد.

متن پیش رو، گفت وگوی سازندگان مستند «قائم مقام» با عمادالدین باقی هست. مستند قائم مقام روایتی از زندگی مرحوم آیت الله منتظری بود که هفته گذشته در مجموعه حوزه هن

ایشان هم خودش مؤسس شورای مدیریت بود، هم اصلا حوزه و شورای مدیریت زیر نظر ایشان بود. مدرسه بعثت همان طور که در خاطرات آیت الله امینی آمده هست، یکی از پایگاه های مهم سیدمهدی هاشمی و این شهرت را پیدا کرده بود. مدارس دیگر خیلی این شهرت را نداشتند.

جوّ انقلابی مدرسه که یک مقدار باعث می شد با روحیه انقلابی آقای مهدی هاشمی تلفيق شود، چنین صورت ای از این مدرسه درست کرد و واقعیت هم این است که عده ای از فرزند های این مدرسه به شدت به ایشان سمپاتی پیدا کرده بودند. شاید اصلا پرسشها مدرسه بعثت بود که باعث شد بعد از سال٦٥ کل مدارس آیت الله منتظری تبدیل به یک معضل شود، چون تصویر العمل هایی تندی هم از طرف فرزند هایی که در مدرسه بودند، بروز یافت و این تصویر العمل ها هم این مسئله را شدت یافتن می کرد. کیفیت و محتوای اختلافاتی که اشاره کردید قبل از سال ١٣٦٥ و بعد از آن تفاوت می کرد.

قائم‌مقام به روایت عمادالدین باقی

جریان کتابخانه سیاسی هم بخشی از همان ایده مهم آقای منتظری بود. ایشان اعتقاد بود طلاب باید آگاهی سیاسی پیدا کنند و رشد سیاسی داشته باشند. بنیاد و پایه شکل گیری کتابخانه سیاسی هم در واقع کتابخانه شهید محمد منتظری بود. محمد منتظری جزء نادر طلبه هایی بود که کتاب سیاسی، زیاد می خواند.

پدر آقاي محمودي از علماي لبنان بود و نيروهاي چپ خط امامي با ايشان بسيار مشكل داشتند. جالب است بدانيد خود شيخ جعفر محمودي هم با پدرش مشكل داشت. يك بار به منزل ما آمده بود و راجع به پدرش صحبت شد. يادم نيست به چه مناسبتي مي گفت پدرم آدم خوبي هست. ولي جزو آخوندهاي مرتجع است و تعبير مرتجع را راجع به پدرش به كار مي برد.

نشانه آیت الله منتظری از تأسیس کتابخانه سیاسی رشد سیاسی طلاب و به نوعی مقابله با جوّ غالب حوزه بود. البته آقای منتظری دنبال این نبود که دین و قدرت را یکی کند، بلکه در پی این بود که فاصله دین و سیاست را بردارد.

بعد از عزل آیت الله منتظری آخرین نظری که ایشان راجع به امام دادند، همان چیزی است که در کتاب «انتقاد از خود» آمده هست. این کتاب آخرین اثر و آخرین نظر ایشان هست. ایشان همان طور که در آن کتاب اشاره کرده هست، نسبت به بعضی از مواضع و تصمیمات امام انتقاد داشته و اینها را در نامه هایی که به امام نوشته است و در کتاب «خاطرات» و کتاب «انتقاد از خود» آورده هست. هر لحظه هم احترام امام را حفظ کرده است.

هنگامی که رهبری آقای خامنه ای اعلام شد، من در پایتخت کشور عزیزمان ایران بودم. آقای لطف الله میثمی آدرس منزل پدری ما را از طریق یکی از دوستانمان پیدا کرده بودند و به منزل پدر ما آمدند و گفتند: «خبر را شنیده اید؟»، جواب دادم: «بله». گفت: «فکر می کنی چه اتفاقی می افتد؟» گفتم: «شک ندارم آقای منتظری از نخستین کسانی است که تأیید می کند». ایشان گفت: «به نظر ما این اتفاق نمی افتد» و دلواپس بود اگر این اتفاق نیفتد چه می شود. من خیلی قاطع گفتم: «این اتفاق خواهد افتاد». شب بود که تلفنی مطلع شدم ایشان نامه داده و تأیید کرده هست. نخستین کسی هم بود که این کار را کرد. ایشان نه از سر سیاست و مصلحت، بلکه به خاطر همان روحیه ای که می گفت از اول هم به دنبال رهبری نبودم و واقعا هم نبود، این کار را می کند.

در بسیاری از وقایع و اتفاقات نمی توانید لحظه و نقطه را نشان بدهید و در واقع می شود گفت که شرایط، مجموعه عوامل و یک دوره است که تعیین کننده هست. نقطه نیست. درمورد ایشان هم باید یک مجموعه عوامل را دید؛ عوامل شخصی، سیاسی، امنیتی، فکری دخیل هست. اینکه در دستگاه امنیتی ما از قدیم گرایش های متفاوت بوده، همه این را می دانند. اینکه به عنوان نمونه در قم نهادی به نام آکادمی (فرهنگستان) است و اینها از همان اول انقلاب به شدت به دنبال تخریب وجهه ایشان بودند، مشخص هست. اینکه یک عده به قول خود امام حسودان هستند. عده ای هم دلواپس آینده خودشان هستند.

گروه های متفاوت از چپ و مارکسیست بگیرید تا مجاهدین و لیبرال ها. به هرحال درِ منزل ایشان باز بود. می خواهم بگویم اینها همه برمی گردد به فرایند تربیتی افراد و همزیستی که با این جریانات و گروه ها داشتند. ایشان به عنوان نمونه راجع به بازرگان، پیمان و اینها آن تلقی را نداشت که امام داشتند و همین باعث مواجهه متفاوت اینها می شد. به علاوه ریشه های معرفتی… آقای دکتر پیمان در دوره قائم مقامی رهبری آقای منتظری جزوه بسیار شدیداللحنی نسبت به جنگ و نظام و به شخص آقای منتظری داشت و قبل از اینکه آن را پخش کند، آورد که آقای منتظری ببیند. ایشان دید و گفت خیلی خوب است که مردم اینها را ببینند و بخوانند و این مسئله را تشویق می کرد. این نوع ارتباط را واقعا در هیچ کس دیگری ندیدم. اصلا یکی از دلایلی که ارتباط خودم با ایشان نزدیک شد، همین بود. ما یک روحیه ای داشتیم که با هیچ کس نمی توانستیم دوام بیاوریم. با تنها کسی که توانستیم دوام بیاوریم ایشان بود.

… اگر روزی نامه های شیخ جعفر محمودی منتشر شود، خواهید دید. با دستخط خودش که دستخط عجیب و غریبی هم داشت. بعضی از این نامه ها مال قبل از زمانی است که ایشان مسئول کتابخانه سیاسی بود. بعضی ها مال بعد از حکم هست. باورتان نخواهد شد کسی این نامه ها را به آقای منتظری داده باشد و ایشان حکم داده و او را مسئول کتابخانه سیاسی کرده باشد. همین باعث می شد اگر دفتر ایشان اشکالاتی داشت که همه دفاتر دارند، این اشتباهات بالانس شوند.

آنچه باعث می شود بگویند بزرگ ترین مسئله در دفتر ایشان این بود که خیلی آینده بینی در آن نبود، بحث سیدمهدی هاشمی هست. اینکه توانستند به ضرب وزور تبلیغات این عنوان را جا بیندازند که دفتر ایشان پایگاه سیدمهدی هست. من به عنوان کسی که بیشترین ارتباط را با دفتر آقای منتظری داشتم، شاید در طول چند سالی که به دفتر ایشان می رفتم زیاد از یک یا دو بار سیدمهدی را در آنجا ندیدم. هنگامی که می گویند پایگاه سیدمهدی، یعنی خودش باید در آنجا حضور فعال داشته باشد. در دفتر ایشان ظاهر های مختلفی می آمدند. هم آدم هایی بودند که رفقای سیدمهدی بودند و هم آدم هایی مثل شیخ جعفر محمودی بودند که علیه سیدمهدی جهت آقای منتظری نامه می نوشتند؛ یعنی همه تیپی بودند و تکثر وجود داشت.

آقای ری شهری هم در خاطراتش می نویسد آنچه باعث شد همه چیز عوض شود، کاغذی بود که {مهدي هاشمي} در توالت رد کرد و اینها دیدند و مسیر پرونده عوض شد. … خاطرات و تمام نامه ها و نوشته های ایشان هست. حرفی که ایشان می زند هنوز هم قابل دفاع هست. ایشان در آنجا دیگر راجع به شخصیت سیدمهدی بحث ندارد. قبلا که آن مصاحبه ها انجام نشده بود، می گوید سیدمهدی آدم خوب و متدینی هست. این که فقط حرف آقای منتظری نبود. بعد ذهنیتی که راجع به سیدمهدی وجود داشت این بود، تا قبل از مصاحبه اول. تا این وقت آقای منتظری حرف هایی می زد که خیلی های دیگر هم می زدند، ولی بعد از مصاحبه اول و دوم اوضاع تفاوت کرد و تمام مواضع آیت الله منتظری از اینجا به بعد حقوقی هست. به عنوان نمونه ایشان می گوید باید وکیل داشته باشد، اینها حرف هایی است که ایشان از سال ١٣٦٠ هم گفته بود.

یک نامه از آقای منتظری دارم به تاریخ ٥/٧/١٣٦٠ که سیدمهدی عضو سپاه است که ایشان راجع به بدرفتاری در بازجویی ها نامه ای به امام نوشته است: «خودمختاری مسئولین بازجویی و بازپرسی سخت دلواپس کننده است». ایشان درمورد بدرفتاری در زندان ها صحبت کرده که جهت سال ١٣٦٠ است و نشان می دهد اینها اصلا ربطی ندارد. در سال های ١٣٦١، ١٣٦٢، ١٣٦٣ و… نامه داده هست. در دیدار با مسئولین همین طور. آقای منتظری جلسات هفتگی داشت و سران قوا و مسئولین قضائی می آمدند. واقعا اگر بشود بحث هایی را که ایشان در آن جلسات داشت، منتشر کرد، خواهید دید نگاه حقوقی آقای منتظری اصلا ربطی به سیدمهدی نداشت و از اول انقلاب این نگاه را داشت که در زندان ها درمورد محکومین نباید از چارچوب خارج شویم و دائما روی موازین شرعی و قانونی تأکید کرده هست. بعد از اینکه آن مصاحبه ها پخش شدند، ایشان بحث های شخصی راجع به سیدمهدی را کنار گذاشت و فقط بحث هایش حقوقی هست. یک نامه به من نشان بدهید که غیر از این باشد.

ایشان از تمام حرف هایی که در این زمینه زد تا آخر عمر و در کتاب «انتقاد از خود» دفاع می کند. بحث ایشان این بود که تشریفات دادرسی سیدمهدی رعایت نشده هست.

شرق

واژه های کلیدی: سیاسی | مدرسه | انقلاب | انقلابی | اخبار سیاسی و اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs